هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

399

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

زده ، در مجلس ختم حاضر بودند . تا شام در مجلس ختم بودم . خواستم ختم را برچينم ، [ كه ] سليم خان اظهار داشت رسم ايليّت آن است كه فردا از جميع دهات علم و كتل بايد بياورند ، پس از آن مجلس ختم برچيده شود . به اين واسطه ، امشب را در منزل سليم خان ماندم ؛ كه فردا پس از آمدن دستجات و علم ، ختم را برچينم . يك‌شنبه ، 27 صفر [ 1300 ه . ق . ] صبح كه از خواب برخاستم « 1 » ، بعد از ساعتى از جميع دهات حول‌وحوش ، دستهء زيادى با « علم » و « كتل » آمدند . بعد از آن ، من ختم را برچيدم . قريب [ به ] 500 نفر در منزل سليم خان نهار خوردند . در حقيقت ، سليم خان خوب ختمى گرفت . قريب به 150 تومان ، بلكه متجاوز خرج كرد . بعد از آن نوروز خان آمد [ و ] گفت : « چون رسم است كه حالا با جميع زن و مرد اهل ايل بايد برويم به تك آقاج ، كه ده و محلّ سكناى همين تقى خانى است كه مرحوم شده . اگر اذن مىدهيد ، من هم بروم . » من در جواب گفتم : « هرچه رسم ايليّت هست ، بكنيد . من مىروم به قراتپه ، ده حسين قلى خان سرهنگ ، تا شما از تك آقاج بيائيد . » فورى من سوار شده ، با حسين قلى خان آمديم به قراتپه . و نوروز خان هم رفت به تك آقاج . امشب را در قراتپه ماندم . دوشنبه ، 28 صفر [ 1300 ه . ق . ] 3 ساعت از روز گذشته ، اسد اللّه نام افشار ، كه در تبريز به خاك پاى مبارك عارض شده بود كه گوسفندها و اسباب مرا امان اللّه نام و چند نفر ديگر به سرقت برده‌اند ، وارد شد . رقم و دستخط مبارك را آورد ، زيارت كردم .

--> ( 1 ) . در اصل : برخواستم